خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم ستمگرت که بخون در کمین نشستتیغی کشیده، در ره مردان دین نشست
۲
با روی آتشین چو گذشتی ببوستانگل را ز انفعال، عرق بر جبین نشست
۳
سرو سهی که خاسته بود از چمن بنازچون دید شکل قد ترا، بر زمین نشست
۴
چون لاله داغدار، جهانی ز خط یارکان سبزه بر کنار گل و یاسمین نشست
صفحهٔ ۱ از ۲