خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا سری است که بر خاک آستانه اوستچو تیر غمزه کشد جان و دل نشانه اوست
۲
شب دراز چه پرسی که چیست حالت شمع؟دلیل سوز دلش رنگ عاشقانه اوست
۳
در این صحیفه نخواندم خط خطا، زانروکه هر چه مینگرم نقش کارخانه اوست
۴
عجب مدار که خواب اجل برد ناگهمرا که شب همه شب گوش بر فسانه اوست
صفحهٔ ۱ از ۲