خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش از رخ تو بزم گدایان چراغ داشتوز دیدن تو دیده گلستان و باغ داشت
۲
هر جلوهای که شاهد مه داشت بر فلکدل با فروغ روی تو زانها فراغ داشت
۳
با شام طره تو نهان بود کار دلآن روی دلفروز مرا با چراغ داشت
۴
چون سبزه و گلست ز هجرت بخاک و خونآن دل که ذوق سبزه و گل در دماغ داشت
صفحهٔ ۱ از ۲