خلوتی با امیر شاهی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقتی دل آواره در آن کو گذری داشتبا نرگس جادوی تو پنهان نظری داشت
۲
گفتی: خبر دوست شنیدی چه شدت حال؟اینها ز کسی پرس که از خود خبری داشت
۳
دل ناوک مژگان ترا سینه سپر کردپیکان تو چون با دل آزرده سری داشت
۴
زاهد بهوای حرم از کوی تو شد دورخود کوی تو در روضه فردوس دری داشت
صفحهٔ ۱ از ۲