خلوتی با خالد نقشبندی
غزل شماره ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنازم نازنینی را که شد از عکس رخسارشعیان زینسان گلی صد دل کشد قلاب هر خارش
۲
ز اوراقش دو صد یاقوت رمانی بود در کفشده هر قطره شبنم بر جبین لولوی شهسوارش
۳
دم از لعلش زدن محض پشیمانی است نادانیهمین کافی است باشد نسبتی با روی دلدارش
۴
شده پیراهن فیروزه اش صد پاره و آریهمیشه بدر کامل با کتان اینست کردارش
صفحهٔ ۱ از ۳