خلوتی با سلطان باهو
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیش جانان گر بمیرم تا سزاواری مراستزانکه شیوه دوستی جز دوستان مردن خطاست
۲
یار را باید که خون ریزد به پیش دوستانتابزیر چشم بیند یار کین یار مراست
۳
غیر هرگز نیست باهُو در جهان جمله که اوستاین حقیقت راس را جز دوستان فهم کراست
صفحهٔ ۱ از ۱