خلوتی با سلطان باهو
شمارهٔ ۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وه چه نیکو روی جانان دلپذیرکس ندیدم مثل آن بدر منیر
۲
من نه واقف بود می ای دوستاندل مرا دزدید برد آن بینظیر
۳
بیقرارم سوز در جانم رسیدو هُو عالم بالیقین ما فی الضمیر
۴
در فراقش سوزم، آرامی نماندمانده ام حیران چو اصحاب السعیر
صفحهٔ ۱ از ۲