خلوتی با سلطان باهو
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر رُخش زیبا چو دیدم نقش و خالباز ماندم ماورایش قیل و قال
۲
حرف حسنش بردلم واضح بماندبس نگر دو لب لسانم زین مقال
۳
لعل لب عارض چو گلگون، دلبربانیست مثلش در جهان اندر جمال
۴
کس ندیده در جهان با دیدهچونکه دیدم حسن او را باکمال
صفحهٔ ۱ از ۲