خلوتی با سلطان باهو
شمارهٔ ۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یقین دانم درین عالم که لا معبود الا ھُوولا موجود فی الکونین لا مقصود الا ھُو
۲
چو تیغ لا بدست آری بیا تنها چه غم داریمجو از غیر حق یاری که لا فتاح الا ھُو
۳
بلا لا لا همه لا کن بگو الله والله جونظر خود سوی وحدت کن که لا مطلوب الا هُو
۴
هُو الاول هُوالآخر ظهور آمد تجلی اوبذات خود هویدا حق که لا فی الکون الا هُو
صفحهٔ ۱ از ۳