شعر را زندگی کن
خلوتی با سلطان باهو

شمارهٔ ۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از من هزار من شد هی هی هزارهی هیهی هی هزار از من از من هزار هی هی
۲
هی هی که من ندانم، دائم منی برانمزین کی کنی خلاصم، هی هی هزار هی هی
۳
هی هی کجا شریعت، من غافل از طریقتدانم نه آن حقیقت، هی هی هزار هی هی
۴
دیدیم آنچه دیدیم، خوردیم آنچه خوردیمبر سینه داغ بردیم، هی هی هزار هی هی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth