خلوتی با نظامی
بخش ۳۵ - داستان میوه فروش و روباه
مخزن الاسرار
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میوه فروشی که یمن جاش بودروبهکی خازن کالاش بود
۲
چشم ادب بر سر ره داشتیکلبهٔ بقال نگه داشتی
۳
کیسهبُری چند شگرفی نمودهیچ شگرفیش نمیکرد سود
۴
دیده به هم زد چو شتابش گرفتخفت و به خفتن رگ خوابش گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲