شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر وقت دلدار مرا با من خطابی دیگر استبی جرم با من هر دمش از نو عتابی دیگر است
۲
گفتم به جان منت بنه جان بستدی بوسه بدهدر زیر لب می‌گفت زه این از حسابی دیگر است
۳
گفتم به من بگذار جان یا بوسه‌ای ده رایگانگفتا نه این بینی نه آن این خود جوابی دیگر است
۴
گفتم طریقی ساز پس یک ساعتم فریاد رسکز هجر تو جان هر نفس در رنج و تابی دیگر است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth