خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یکروز اگر زانکه ترا با تو گذارندبس قصه بیداد تو کز خون بنگارند
۲
بس بی گنهان کز تو سحرگاه بنالندبس بیوه زنان کز تو شبانگاه بزارند
۳
بس خاک که از دست تو ریزند بسربربس آب که از جور تو از دیده ببارند
۴
غافل مشو ای خفته که از ظلم تو هر شبدر حضرت ایزد ز تو در سجده هزارند
صفحهٔ ۱ از ۲