خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۱۲ - آگاه شدن شهریار از مکر و دستان شیرافکن گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جهانجوی شیرافکن آمد ز راهبه دیبا بیاراست آن قلعهگاه
۲
بهشتی شد از بس که دیبای زربه هر کوی و برزن کشیدند در
۳
بر افراز هر روزن از داد نایزن و مرد آن قلعه بربط سرای
۴
دم نای کر کرد گوش سپهربه نظاره آمد در آن قلعه مهر
صفحهٔ ۱ از ۷