شعر را زندگی کن
خلوتی با عثمان مختاری

بخش ۴۳ - رزم توپال برادر هیتال شاه با شنگاوه گوید

شهریارنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به شنگاوه گفت ای ستمکاره مردبرآرم هم اکنون ز جان تو گرد
۲
بگفت این و برداشت گرز گراندرآمد بشنگاوه اندر زمان
۳
یکی گرز زد برسر ترک اونبد هیچ کآید بسر مرگ او
۴
بدزدید سر گرد شنگاوه زودفرو جست از پشت باره چه دود
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth