خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۵۱ - بازگشتن نقابدار سرخ پوش و شهریار از یکدیگر گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو خورشید تابان برآرد درفشبرآریم تابان درفش بنفش
۲
بگردیم باهم در آوردگاهبرآریم گرد از زمین تا به ماه
۳
چنین داد پاسخ بدو شهریارکه مانا شدی سست در کارزار
۴
برو تا بر آید ز کوه آفتابکه شب باشد از بهر آرام و خواب
صفحهٔ ۱ از ۱۰