شعر را زندگی کن
خلوتی با محیط قمی

شمارهٔ ۲۸ - در منقبت مولای متقیان امیرمؤمنان علیه السلام

هفت شهر عشق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تهی زخویشم و سرشار آن چنان از دوستکه گر زپوست برآیم هر آن چه بینی اوست
۲
زمن مپرس بد و نیک وضع عالم راکه هرچه در نظر آید مرا تمام نکوست
۳
نکو است هرچه درآید مرا به پیش نظرکه هیچ پیش نظر نایدم به جز رخ دوست
۴
زعشق روی توام منع می کند زاهدبیا و روی نگه کن که سخت تر از روست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth