شعر را زندگی کن
خلوتی با محیط قمی

شمارهٔ ۳۷ - و منه ایضاً فی التّشبیب و التّجبیب علیه الرحمه

هفت شهر عشق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسیار زلف پرشکن و پرخم اوفتدبر روی تو چه دلربایی زلفت کم اوفتد
۲
درهم شود چو خاطر من وضع روزگاربر روی تو چو طره ی تو در هم اوفتد
۳
باشد رقیب دیو و دهانت، نگین جمترسم به چنگ دیو، نگین جم اوفتد
۴
جز لعل تو که مرهم ریش دل من استهرگز شنیده ای که نمک مرهم اوفتد؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth