خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۲۹
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر پاره ای فتاده به جایی ز جور یارچو لشگر شکسته دل پاره پاره ام
۲
دل دامنم گرفت و ز غم شکوه می نمودکو جای من گرفته و من برکناره ام
۳
کاری نساخت زاری من پیش دشمنانبیچاره من اگر نکند دوست چاره ام
۴
ای عشق گاه جان طلبی گاه دین و دلاینها زدیگری یست بگو من چکاره ام
صفحهٔ ۱ از ۱