خلوتی با ابوالحسن فراهانی
شمارهٔ ۳۰
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشم که جا به سر کوی دلستان دارمره ار به بزم ندارم بر آستان دارم
۲
توکی زناز قدم می نهی زخانه برونبهر زه رشک بر آن خاک آستان دارم
۳
پس از وفات شود، شمع بر مزار مرازبس شعله شوقت در استخوان دارم
۴
فلک نخواست که اکنون نریختی خونممن از تو شکوه ندارم، زآسمان دارم
صفحهٔ ۱ از ۱