شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۳۲

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چاره داغ گرفتم که به مرهم سازمغم دل را چه کنم، دل به چه خرّم سازم
۲
شده از نقش رخت پرگل از آن دردم مرگدامن دیده نیارم که فراهم سازم
۳
بس که هر لحظه شکست دگرم پیش آمدصد مصیبت را یک حلقه ماتم سازم
۴
گریه عادت شده در هجر توام ورنه مراگریه نیست کز او درد دلی کم سازم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth