شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالحسن فراهانی

شمارهٔ ۳۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز ای دل تازه در کوی بتی جا کرده‌ایآن چه عمری خواستی امروز پیدا کرده‌ای
۲
شکوه از کشتن بود فردا شهیدان تو راشکوه ما آن که در کشتن مدارا کرده‌ای
۳
چون توانم دید بزم غیر جایت چون زرشکجا در آتش کرده‌ام تا در دلم جا کرده‌ای
۴
ای که می‌گویی چرا خونابه‌ات از سرگذشتخود بگو، دانی که ما را دیده دریا کرده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth