خلوتی با بابافغانی
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تازگیی که شد ز می آن رخ همچو لاله راتازه کند به یک نفس داغ هزارساله را
۲
کشتهٔ دیرساله را زنده کند به جرعهایچاشنیی که میدهد می ز لبت پیاله را
۳
پیش تو سرو و لاله را جلوهٔ نازکی رسدخیز و به عشوه حلقه کن بر گل تر کلاله را
۴
هر قدمی که مینهی روز شکار بر زمینسرمهٔ ناز میکشد گرد رهت غزاله را
صفحهٔ ۱ از ۳