شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای ز ابروی تو هر سو فتنه در محراب‌هافتنه را از چشم جادوی تو در سر خواب‌ها
۲
عارضت آب‌ است و لب آب دگر از تاب میمن چنین لب تشنه، وه چون بگذرم زین آب‌ها
۳
نگسلم زآن جعد مشکین گرچه در چنگ بلادارم از دست غمت در رشتهٔ جان تاب‌ها
۴
مطربان بزم عشقت را ز سوز عاشقانگشته آتش باز بر رگ‌های جان مضراب‌ها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth