شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنم که سر نمیکشم از خنجر بلادارم ز عشق روی تو سر در سر بلا
۲
عشقم ادیب و تختهٔ تعلیم لوح صبرتن نسخهٔ ملامت و دل دفتر بلا
۳
هرگز ز یمن سایهٔ سنگ پریوشانخالی نشد خرابه‌ام از زیور بلا
۴
درمانده است مهرهٔ عقلم به نرد عشقاز کعبتین چشم تو در ششدر بلا
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth