شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
که برفروخت به می چهر آفتاب مراکه ساخت تیز بر آتش دل کباب مرا
۲
شبی که مست به کاشانه‌ام فرود آیدفرشته رشک برد مجلس شراب مرا
۳
نمی‌شود مژه‌ام گرم از آن سبب که به نازگشاد نرگس مخمور و بست خواب مرا
۴
شهی که می‌کند از سایهٔ همای گریزچه التفات کند منزل خراب مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth