شعر را زندگی کن
خلوتی با بابافغانی

شمارهٔ ۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نخواهد گشت خالی ساغر می شادکامان راچنین مگذار لب تشنه شکست افتاده خامان را
۲
زبانم لال بادا تا نگویم از که می‌نالمکه باشم من که بدنامی رسانم نیک‌نامان را
۳
شدی خندان و بیرون آمدی ابرو ترش کردهعجایب چاشنی‌ها می‌رسانی تلخ‌کامان را
۴
عنان کج کرده مست از هر طرف پیش آمدم شوخینمی‌دانم چه انگیزه‌ست باز این کج‌خرامان را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth