شعر را زندگی کن
خلوتی با نوعی خبوشانی

بخش ۹ - رفتن داماد به خانهٔ عروس و در راه فرود آمدن دیوار بر سر او

مثنوی سوز و گداز

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو صبح این لعبت خاور نشیمنلوای شعله زد در دشت ایمن
۲
جگرخون عاشق شوریده ایامدر آغاز محبت حسرت انجام
۳
چو گنج از خانهٔ ویران بر آمدتو گفتی یوسف از زندان برآمد
۴
به پیش رو فکند از گل نقابیبه مهتابی نهفته آفتابی
صفحهٔ ۱ از ۲۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth