خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما که بردیم بسر مرحله مهر و وفا رااز چه ای عشق رعایت نکنی خدمت ما را
۲
هر که سودای تو دارد سر خود گو نبخاردسپر از دیده کنند اهل وفا تیر جفا را
۳
ای گروهی که ندارید بدل درد محبتدر قیامت چه بگوئید چو خوانند شما را
۴
بقمار غم عشق تو دهم نقد دل و دینپاک بازان تو بازند چنین نرد وفا را
صفحهٔ ۱ از ۳