شعر را زندگی کن
خلوتی با آشفتهٔ شیرازی

شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در آن سرا که برانند پادشایی راکجا مجال بود ره‌نشین گدایی را
۲
ز خاک میکده جو سر جم که می‌بینمبه پای هر خُم جام جهان‌نمایی را
۳
خلاف رسم از آن چشم فتنه‌خیز فلک ‏بر آسمان ز زمین می‌برد بلایی را
۴
صفای صفه دیر مغان ندیده مگرکه شیخ طوف کند مرده صفایی را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth