خلوتی با آشفتهٔ شیرازی
شمارهٔ ۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشمت از غمزه زکف برد دل شیدا راچون توان باز پس از ترک ستد یغما را
۲
گرد حی لابه کند همچو سگان شب همه شبخبر ازحالت مجنون که برد لیلا را
۳
نه تواناست خداوند بهر چیز که هستاز خدا خواسته ام جمع من و سلما را
۴
آه عاشق گذرد از سر گردون جبریلگو تو مگشای دگر بال فلک پیما را
صفحهٔ ۱ از ۳