→ سهراب سپهریسهراب سپهری
سهراب سپهری
مرگ رنگ
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
با مرغ پنهانحرف ها دارم←جان گرفتهاز هجوم نغمه ای بشکافت گور مغز من امشب:←خرابفرسود پای خود را چشمم به راه دور←در قیر شبدیرگاهی است که در این تنهایی←دره خاموشسکوت ، بند گسسته است.←دریا و مردتنها ، و روی ساحل،←دلسردقصه ام دیگر زنگار گرفت:←دنگ...دنگ...، دنگ ....←دود میخیزددود می خیزد ز خلوتگاه من.←دیوارزخم شب می شد کبود.←رو به غروبریخته سرخ غروب←روشن شبروشن است آتش درون شب←سرابآفتاب است و، بیابان چه فراخ!←سرود زهرمی مکم پستان شب را←سرگذشتمی خروشد دریا.←سپیدهدر دور دست←غمی غمناکشب سردی است ، و من افسرده.←مرغ معمادیر زمانی است روی شاخه این بید←مرگ رنگرنگی کنار شب←نایابشب ایستاده است.←نقشدر شبی تاریک←وهمجهان ، آلوده خواب است.←