خلوتی با سهراب سپهری
جان گرفته
مرگ رنگ
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از هجوم نغمه ای بشکافت گور مغز من امشب:
۲
مرده ای را جان به رگ ها ریخت،
۳
پا شد از جا در میان سایه و روشن،
۴
بانگ زد بر من :مرا پنداشتی مرده
صفحهٔ ۱ از ۵
مرگ رنگ