شعر را زندگی کن
مولانا

دفتر سوم

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۸۱ - صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقه‌ها می‌ساخت از سوال کردن با این نیت کی صبر از سوال موجب فرج باشدرفت لقمان سوی داود صفا←بخش ۸۲ - بقیهٔ حکایت نابینا و مصحفمرد مهمان صبرکرد و ناگهان←بخش ۸۳ - صفت بعضی اولیا کی راضی‌اند به‌احکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردانبشنو اکنون قصهٔ آن ره‌روان←بخش ۸۴ - سؤال کردن بهلول آن درویش راگفت بهلول آن یکی درویش را←بخش ۸۵ - قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتشآن دقوقی داشت خوش دیباجه‌ای←بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقیمر علی را در مثالی شیر خواند←بخش ۸۷ - سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربتاز کلیم حق بیاموز ای کریم←بخش ۸۸ - بازگشتن به قصهٔ دقوقیآن دقوقی رحمة الله علیه←بخش ۸۹ - نمودن مثال هفت شمع سوی ساحلهفت شمع از دور دیدم ناگهان←بخش ۹۰ - شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمعباز می‌دیدم که می‌شد هفت، یک←بخش ۹۱ - نمودن آن شمعها در نظر هفت مردهفت شمع اندر نظر شد هفت مَرد←بخش ۹۲ - باز شدن آن شمعها هفت درختباز هر یک مرد شد شکل درخت←بخش ۹۳ - مخفی بودن آن درختان از چشم خلقاین عجب‌تر که بریشان می‌گذشت←بخش ۹۴ - یک درخت شدن آن هفت درختگفت راندم پیشتر من نیکبخت←بخش ۹۵ - هفت مرد شدن آن هفت درختبعد دیری گشت آنها هفت مرد←بخش ۹۶ - پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامتاین سخن پایان ندارد تیز دو←بخش ۹۷ - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قومدر تحیات و سلام الصالحین←بخش ۹۸ - اقتدا کردن قوم از پس دقوقیپیش در شد آن دقوقی در نماز←بخش ۹۹ - بیان اشارت سلام سوی دست راست در قیامت از هیبت محاسبه حق از انبیا استعانت و شفاعت خواستنانبیا گویند روز چاره رفت←بخش ۱۰۰ - شنیدن دقوقی در میان نماز افغان آن کشتی کی غرق خواست شدنآن دقوقی در امامت کرد ساز←بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازمآنچنانک ناگهان شیری رسید←بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتیچون دقوقی آن قیامت را بدید←بخش ۱۰۳ - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمینچون رهید آن کشتی و آمد به‌کام←بخش ۱۰۴ - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای اویادم آمد آن حکایت کان فقیر←بخش ۱۰۵ - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلاممی‌کشیدش تا به داود نبی←بخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیهچونک داود نبی آمد برون←بخش ۱۰۷ - حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاوگفت داود این سخنها را بشو←بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلامسجده کرد و گفت کای دانای سوز←بخش ۱۰۹ - در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شوددر فرو بست و برفت آنگه شتاب←بخش ۱۱۰ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلامگفت داودش خمش کن رو بهل←بخش ۱۱۱ - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی دهبعد از آن داود گفتش کای عنود←بخش ۱۱۲ - عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کندگفت ای یاران زمان آن رسید←بخش ۱۱۳ - گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیاپس همینجا دست و پایت در گزند←بخش ۱۱۴ - برون رفتن به سوی آن درختچون برون رفتند سوی آن درخت←بخش ۱۱۵ - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت بروهم بدان تیغش بفرمود او قصاص←بخش ۱۱۶ - بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بی‌کسب و بی‌حسابنفسِ خود را کُش جهان را زنده کُن←بخش ۱۱۷ - گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقانعیسیِ مریم به کوهی می‌گریخت←بخش ۱۱۸ - قصهٔ اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقانیادم آمد قصهٔ اهل سبا←بخش ۱۱۹ - شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامنکر اَمَل را دان که مرگ ما شنید←بخش ۱۲۰ - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشاناصلشان بَد بود آن اهل سبا←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth