شعر را زندگی کن
→ سناییسنایی
سنایی

طریق التحقیق

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیمابتدای سخن به نام خداست←بخش ۲ - هو الاول والآخروالظاهر والباطن وهو بکل شی‌ء علیمحی و قیوم و قادر و قاهر←بخش ۳ - لیس‌کمثله شی‌ء و هو السمیع البصیروتر و قدوس و واحد است و صمد←بخش ۴ - ‌فی وحدانیة الله تعالی‌به یقین واجب الوجود یکیست←بخش ۵ - والذین جاهدوافینا لنهدینهم سبلنا، صدق الله‌راه جستن زتو هدایت از او←بخش ۶ - مناجات در تنزیه و تقدیس حضرت باری سبحانه تعالیای صفات مقدس تو صمد←بخش ۷ - یفعل الله مایشاء‌، و یحکم مایریدما ضعیفان که در مجاهده‌ایم←بخش ۸ - مدح سید کائنات و خاتم المرسلینسید کائنات شمع رسل←بخش ۹ - و ما ارسلناک الا رحمة للعالمینبلبل گلستان «‌ما اوحی‌»←بخش ۱۰ - اول ما خلق الله تعالی نوریتو، چه دانی چه دُرِ معنی سُفت←بخش ۱۱ - مدح امیرالمومنین ابوبکردین حق را ز ابتدا ز رسول←بخش ۱۲ - مدح امیرالمومنین عمرقوّت دین حق ز عمّر بود←بخش ۱۳ - مدح امیرالمومنین عثماندین شرف یافته و دنیا زین←بخش ۱۴ - مدح امیرالمومنین علی‌(‌ع‌)بود حیدر در مدینهٔ علم←بخش ۱۵ - فی قدوم الخضردوش چون شاهد جهان افروز←بخش ۱۶ - در جواب حضرت خضر علیه السلام گویدگفتم ای مرهم دل ریشم←بخش ۱۷ - در سؤال از عقل کل و جواب اوخردم دوش اندرین معنی←بخش ۱۸ - در جواب عقل «‌و سقیهم ربهم شراباً طهورا»گفتم ای سایهٔ الهی تو ←بخش ۱۹ - در شکایت احوالنیستم اندرین سرای مجاز←بخش ۲۰ - فی الشکایهچه‌کنم باکه‌گویم این سخنم←بخش ۲۱ - فی تخلص الممدوح و تلخیص الروح‌بود روزی مبارک و فرخ←بخش ۲۲ - مفتاح ابواب الاسرار مصباح ارواح الابرارخالق خلق وایزد بی چون←بخش ۲۳ - وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَدر نگر تا که آفرید ترا ؟←بخش ۲۴ - افحسبتم انما خلقناکم عبثاًتو چه پنداشتی که ایزد فرد←بخش ۲۵ - اَعْدا عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتی بَیْنَ جَنْبَیْکَگر کنی قهر ازو نفیس شوی←بخش ۲۶ - کما تعیشون تموتون وکما تموتون تحشرونتو اگر نیک نیکی اربدبد←بخش ۲۷ - حکایتاندر آن دم که مبدع اشیا←بخش ۲۸ - قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماءهمه افتاده‌اند در تک و تاز←بخش ۲۹ - قائد نفوس السالکین و نزهه قلوب المحققینای شده پای بست و زندانی←بخش ۳۰ - دَعْ نَفْسَکَ وَ تَعالبگذر از نقش عالم گل تو←بخش ۳۱ - من عرف نفسه فقد عرف ربهبگذر از وَهم و این سخن بگذار←بخش ۳۲ - حکایتدوش ناگه نهفته از اغیار←بخش ۳۳ - ما رَأَیْتُ شَیْئاً إِلّا وَ رَأَیْتُ اللهَ فیهِدر جهانی که عالم ثانی است←بخش ۳۴ - صفت اصحاب الطریقهرهروانی که وصل اوجویند←بخش ۳۵ - فی مقعد صدق عند ملیک مقتدرساکنانی که جمله چون روحند←بخش ۳۶ - انما اموالکم واولادکم فتنهچه کنی عیش با زن و فرزند؟←بخش ۳۷ - منهاج العارفین و معراج العاشقینای همه ساله پای بست غرور←بخش ۳۸ - خطوتان وقد وصلخود تو کاهل نشینی ای غافل←بخش ۳۹ - کل نفس ذائقة الموت ثم الیناترجعونهر که آمد در این سرای غرور←بخش ۴۰ - حکایتای شنیده فسانه بسیاری←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth