شعر را زندگی کن
عطار

عذر آوردن مرغان

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

حکایت ابلهی که در آب افتاد و ریش بزرگش وبال او بودداشت ریشی بس بزرگ آن ابلهی←حکایت صوفیی که هرگاه جامه می‌شست باران می‌آمدصوفیی چون جامه شستی گاه گاه←حکایت دیوانه‌ای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بودبود مجنونی عجب در کوه سار←حکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکردآن عزیزی گفت شد هفتاد سال←حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکردبود مستی سخت لایعقل، خراب←حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دیدبود مردی شیردل خصم افکنی←حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مستمحتسب آن مرد را می‌زد به زور←گفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگوقت مردن بوعلی رودبار←پیام خداوند به بندگان توسط داودحق تعالی گفت ای داود پاک←نارضا بودن ایاز از اینکه محمود سلطنت را به او دادگفت ایازِ خاص را محمود خواند←مناجات رابعه با خداوندرابعه گفتی که ای دانای راز←خطاب خالق با داودخالق آفاق من فوق الحجاب←حکایت محمود که لات را به هندوان نفروخت و آنرا سوزاندیافتند آن بت که نامش بود لات←حکایت محمود که برای فتح غزنین نذر کرد غنایم را به درویشان بدهدگفت چون محمود شاه خسروان←حکایت چوب خوردن یوسف به دستور زلیخاچون زلیخا حشمت واعزاز داشت←حکایت خواجه‌ای که از غلامش خواست او را برای نماز بیدار کندخواجه زنگی را غلامی چست بود←گفتار بوعلی طوسی دربارهٔ اهل جنت و اهل دوزخبوعلی طوسی که پیر عهد بود←حکایت مردی که از نبی اجازهٔ نماز بر مصلایی گرفتاز نبی در خواست مردی پر نیاز←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth