شعر را زندگی کن
→ ملک‌الشعرا بهارملک‌الشعرا بهار
ملک‌الشعرا بهار

قصاید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۸۱ - نکوهش چرخ (راستگوی شادزی)ویحک ای افراشته چرخ بلند←شمارهٔ ۸۲ - آمال شاعرفروردین آمد، سپس بهمن و اسفند←شمارهٔ ۸۳ - خیال خامکسان که شور به ترک سلاح عام کنند←شمارهٔ ۸۴ - در وصف نوروزبهار آمد و رفت ماه سپند←شمارهٔ ۸۵ - هند و ایرانهند و ایران برادران همند←شمارهٔ ۸۶ - شهربند مهر و وفادر شهربند مهر و وفا دلبری نماند←شمارهٔ ۸۷ - مسجد سلیمانحق‌پرستان سلف‌، کاری نمایان کرده‌اند←شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم‌!شب چو دیوان به حصار فلکی راه زدند←شمارهٔ ۸۹ - صیقل‌ عشقگلعذاران جهان بسیارند←شمارهٔ ۹۰ - کیک نامهچون اختران پلاس سیه بر سر آورند←شمارهٔ ۹۱ - گناه آدم و حواصبح چون شاه فلک بر تختگه مأوی کند←شمارهٔ ۹۲ - غدیر خمگر نظر در آینه یکره بر آن منظر کند←شمارهٔ ۹۳ - هفت شینشد وقت آنکه مرغ سحر نغمه سر کند←شمارهٔ ۹۴ - در محرمدر مُحَرَّم اهلِ ری خود را دگرگون می‌کنند←شمارهٔ ۹۵ - بهاریهرسید موکب ‌نوروز و چشم‌فتنه غنود←شمارهٔ ۹۶ - سپید رودهنگام فرودین که رساند ز ما درود←شمارهٔ ۹۷ - مرگ پدربه کام من بر یک چند گشت گیهان بود←شمارهٔ ۹۸ - حبسیهپانزده روز است تا جایم در این زندان بود←شمارهٔ ۹۹ - سرگذشت شاعریاد باد آن عهد کم بندی به پای اندر نبود←شمارهٔ ۱۰۰ - نسب‌نامهٔ بهارقطعه‌ای قلم پرتو بیضایی بود←شمارهٔ ۱۰۱ - تغزلداده‌ام دل تا مرا یک بوسه آن دلبر دهد←شمارهٔ ۱۰۲ - پیام ایرانبه هوش باشکه ایران تو را پیام دهد←شمارهٔ ۱۰۳ - در رثاء پدرشمسهٔ ملک سخن را تا افول آمد پدید←شمارهٔ ۱۰۴ - در ذم میخرد را عجب آید از این نبید←شمارهٔ ۱۰۵ - پند پدرنوروز و اورمزد و مه فرودین رسید←شمارهٔ ۱۰۶ - شب و شرابشب خرگه سیه زد و در وی بیارمید←شمارهٔ ۱۰۷ - راه عملنخلی که قد افراشت به پستی نگراید←شمارهٔ ۱۰۸ - پیشگوییبهارا بهل تا گیاهی برآید←شمارهٔ ۱۰۹ - به چه کارید؟ای معشر خودخواه منافق به چه کارید؟←شمارهٔ ۱۱۰ - پاسخ فرخشکر خداکه دوره غربت بسر رسید←شمارهٔ ۱۱۱ - عدل مظفرکشور ایران ز عدل شاه مظفر←شمارهٔ ۱۱۲ - بهاریهبگریست ابر تیره به دشت اندر←شمارهٔ ۱۱۳ - روزه گشایشاد شد دوش ز دیدار من آن ترک پسر←شمارهٔ ۱۱۴ - بهاریهمرا داد گل پیشرس خبر←شمارهٔ ۱۱۵ - بوسهٔ عیدبه هوس بردم سی روز مه روزه بسر←شمارهٔ ۱۱۶ - فتح الفتوحمکن حدیث سکندر که اندرین کشور←شمارهٔ ۱۱۷ - در واقعهٔ بمباران آستانهٔ حضرت رضا (‌ع‌)بوی خون ای باد از طوس سوی یثرب بر←شمارهٔ ۱۱۸ - سفر نامهبه‌شهر ری شدم از دشت خاور←شمارهٔ ۱۱۹ - هیجا ن روحای خامه دوتا شو و به خط مگذر←شمارهٔ ۱۲۰ - خانوادهدادم دو پسر خدای و سه دختر←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth