→ کمالالدین اسماعیلکمالالدین اسماعیل
کمالالدین اسماعیل
قصاید
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۸۱ - وقال ایضاًیمدح الاتابک الاعظم سعدبن زنگی طاب ثراه ویصف الفرسمملکت رازنوی داد شکوهی دیگر←شمارهٔ ۸۲ - وقال ایضاًفی مدح الاتابک الاعظم مظفّرالدّنیاوالدّین ابی بکر بن سعد زنگی طاب مثواه و یصف الفلککیست آن سیّاح، کورا هست بر دریا گذر←شمارهٔ ۸۳ - و قال ایضآ یمدحه و یذکر فیها احتراق الببوتشکست پشت امید و نبود کار هنر←شمارهٔ ۸۴ - وقال ایضا یمدحهای صاحل معظّم و دستور بی نظیر←شمارهٔ ۸۵ - ایضاًله ویمدح السّلطان غیاث الدّین بیرشاه بن محمّد و یصف الفرسخدای داد بملک زمانه دیگر بار←شمارهٔ ۸۶ - سوگند نامهامید لذّت عیش از مدار چرخ مدار←شمارهٔ ۸۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعدمنّت خدایرا که علی رغم روزگار←شمارهٔ ۸۸ - و قال ایضاً یمدح الصدر السّعید رکن الدیّن صاعدهرکرا بخت مساعد بود و دولت یار←شمارهٔ ۸۹ - و قال ایضاً یمدح الصّاحب شهاب الدّین عزیزان الساویای جناب تو قبلۀ احرار←شمارهٔ ۹۰ - و له ایضا فی مذمة الشعراءبچشم عقل نگه می کنم یمین و یسار←شمارهٔ ۹۱ - فی الّذمدی مرا گفت دوستی که مرا←شمارهٔ ۹۲ - فی الامیر الاسفهسلّار مؤیّدالدّین اتابک یزدسرورا در خدمتت کردم سفر←شمارهٔ ۹۳ - وله ایضآ یمدحهآمدست از غم عشق تو مرا آن بر سر←شمارهٔ ۹۴ - و قال ایضاًبزرگا سرورا از روی انعام←شمارهٔ ۹۵ - و قال ایضا یمدحهای پر شکر ز ذکر عطایت، دهان شکر←شمارهٔ ۹۶ - وله ایصاً یمدحهزهی بسیرت محمود در جهان مذکور←شمارهٔ ۹۷ - وله ایضاً یمدحهزهی چون خرد در جهان ناگزیر←شمارهٔ ۹۸ - وله ایضاً یمدحه و یذکر الشیّبموی سپید هست خردمند را نذیر←شمارهٔ ۹۹ - وقال ایضاً و یلتمس الفرسای هنر را دولت تو دستگیر←شمارهٔ ۱۰۰ - وقال ایضاً فی النصیحةای دل ترا که گفت بدنیا قرار گیر←شمارهٔ ۱۰۱ - وقال ایضاٌ و یصف الشیبرسول مرگ ز ناگه بمن رسید فراز←شمارهٔ ۱۰۲ - وقال ایضاً یمدح الصّاحب الکبیر نظام الملکچو بخت تیرۀ من روشنی نهاد آغاز←شمارهٔ ۱۰۳ - و قال ایضاً یمدحههزار جان مقدّس غریق نعمت و ناز←شمارهٔ ۱۰۴ - وله لیضآ یمدحهکسی که دست چپ از دست راست داند باز←شمارهٔ ۱۰۵ - وقال ایضاٌفی الموعظةچه داری ای دل؟ از این منزل ستم برخیز←شمارهٔ ۱۰۶ - و قال ایضآ یمدحهای هنر پروری که ذات ترا←شمارهٔ ۱۰۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعدزبان چگونه گشایم بذکر شکر و سپاس←شمارهٔ ۱۰۸ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعدسزد که تا جور آید به بوستان نرگس←شمارهٔ ۱۰۹ - وقال ایضایمدح السلطان علاءالدنیا والدین تکش بن خوارزمشاه انارالله برهانهای ز رایت ملک و دین در نازش و در پرورش←شمارهٔ ۱۱۰ - و قال ایضاًبخشید خواجه دوش مرا اسب خاص خویش←شمارهٔ ۱۱۱ - وقال ایضاً یمدح الامیر الکبیر السعّید ضیاء الدّین احمد بن ابی بکر البیا بانکیدرست گشت همانا شکستگّی منش←شمارهٔ ۱۱۲ - وله ایضاًنکبت دانش است دولت موش←شمارهٔ ۱۱۳ - وله ایضاًبطالع سفر کردم اندر رکاب←شمارهٔ ۱۱۴ - و قال ایضاً یمدح الصدر السعید بهاء الدین عبدوسزهی خجل ز معالیّ تو سپهر رفیع←شمارهٔ ۱۱۵ - وله ایضاً فی صفة الفرسای ز انعام های گوناگون←شمارهٔ ۱۱۶ - و قال ایضاً یمدحهیا کریماً فاق اعلی درجات الاوصاف←شمارهٔ ۱۱۷ - و قال ایضا یمدح الصّدر رکن الدّینهرگز کسی نداد بدینسان نشان برف←شمارهٔ ۱۱۸ - ایضاً لهای کریمی که عیال کف دربار تواند←شمارهٔ ۱۱۹ - و قال ایضاًچارند گواه خواجه اسحق←شمارهٔ ۱۲۰ - وله ایضاًغلّه کامسال خواجه داد مرا←