شعر را زندگی کن
→ قدسی مشهدیقدسی مشهدی
قدسی مشهدی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱رغیرتم پوشیده از چشم بدان، خوب مرا←شمارهٔ ۴۲بود ز روی تو روشن به صد دلیل مرا←شمارهٔ ۴۳آه سحر نتیجه شرر می‌دهد مرا←شمارهٔ ۴۴دارد نشان ز طینت مجنون، سرشت ما←شمارهٔ ۴۵گر به خیال در نظر جلوه دهد جیب را←شمارهٔ ۴۶چیزی نشد معلوم من از صحبت فرزانه‌ها←شمارهٔ ۴۷چو شخص سایه ندیده کسی هلاک مرا←شمارهٔ ۴۸نهادی بر سر شوریدگان داغ←شمارهٔ ۴۹گشته چون آینه روشن دل بی‌کینه ما←شمارهٔ ۵۰داد گلبن در چمن یاد از گل‌افشانی مرا←شمارهٔ ۵۱دل دیوانه کی در گوش گیرد پند دانا را←شمارهٔ ۵۲شب شود روز از خیال عارض جانان ما←شمارهٔ ۵۳غمش فشانده ز دامن غبار ننگ ترا←شمارهٔ ۵۴بی‌درد خسته‌ای که به درمان شد آشنا←شمارهٔ ۵۵ز ایمان همتی چون آن نگار چین شود پیدا←شمارهٔ ۵۶کجا در غربتم یک همدم دیرین شود پیدا؟←شمارهٔ ۵۷منشور خدمت تو رقم شد به نام ما←شمارهٔ ۵۸چند باشد دل ز وصل دل‌ربایی بی‌نصیب←شمارهٔ ۵۹شد بهار از توبه‌کردن بایدم اکنون گذشت←شمارهٔ ۶۰هرکه امشب می نمی‌نوشد به ما منسوب نیست←شمارهٔ ۶۱طبعم ز باده چون گل سیراب روشن است←شمارهٔ ۶۲دلی که عشق نکردش چو لاله داغ کجاست←شمارهٔ ۶۳دل یکی وز هر طرف بر سینه داغ دیگری‌ست←شمارهٔ ۶۴بی تو شب تا روز چون شمعم به چشم تر گذشت←شمارهٔ ۶۵گذشت فصل گل و رغبت چمن باقی‌ست←شمارهٔ ۶۶گشته پنهان از نظر آن‌کس که صیاد من است←شمارهٔ ۶۷عافیت سینه‌خراش جگر ریش من است←شمارهٔ ۶۸آسمان پوشیده نیلی جان من غمناک چیست←شمارهٔ ۶۹زاهد ز منع تو دل صد بینوا شکست←شمارهٔ ۷۰چشم عیبت چو نباشد گل و خاشاک یکی‌ست←شمارهٔ ۷۱از خارخار وصل گلم دل فگار نیست←شمارهٔ ۷۲ای دل می امید دگر بر تو حرام است←شمارهٔ ۷۳فتنه‌جویی ز بت خویش مرا باور نیست←شمارهٔ ۷۴مرو ز دیده که جام جهان‌نما اینجاست←شمارهٔ ۷۵از زبان من غرض گو گرنه حرفی تازه بست←شمارهٔ ۷۶به گریه سحر و آه شب دلم شادست←شمارهٔ ۷۷عشق را چون شعله غیر از سوختن دربار نیست←شمارهٔ ۷۸لیلی‌اش در دل و گوشش به صدای جرس است←شمارهٔ ۷۹آنکه دایم می‌خراشد سینه ما ناخن است←شمارهٔ ۸۰بازم نشسته تا مژه در دل نگاه کیست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth