شعر را زندگی کن
→ همام تبریزیهمام تبریزی
همام تبریزی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱تورا چیزی ورای حسن و آن هست←شمارهٔ ۴۲ز جانان مهر و از ما جان‌فشانی‌ست←شمارهٔ ۴۳از سوز دل مات همانا خبری نیست←شمارهٔ ۴۴فتنه از بالای تو بالا گرفت←شمارهٔ ۴۵خرامان می‌رود آن سرو قامت←شمارهٔ ۴۶فراق آن قد و قامت قیامت است قیامت←شمارهٔ ۴۷بی آفتاب رویت روزم بود چو مویت←شمارهٔ ۴۸چون کرد دیگر آن بت چابک سوار کوچ←شمارهٔ ۴۹از وقت صبح هست دلم را صفای صبح←شمارهٔ ۵۰یاد باد آن راحت جان یاد باد←شمارهٔ ۵۱دلم شکست بدان زلف‌های پرشکنش←شمارهٔ ۵۲هر کاو سر تو دارد پروای سر ندارد←شمارهٔ ۵۳مگر سنگین دل است و جان ندارد←شمارهٔ ۵۴سلطان جان ز عالم علوی نگاه کرد←شمارهٔ ۵۵روی زیبا چون تماشا را به گلزار آورد←شمارهٔ ۵۶جان را به جای جانی جای تو کس نگیرد←شمارهٔ ۵۷رندی و برناپیشه‌ای میر مغان را می‌رسد←شمارهٔ ۵۸دردمندان را ز بوی دوست درمان می‌رسد←شمارهٔ ۵۹جان را به جای زلفت جای دگر نباشد←شمارهٔ ۶۰چو رخسارت گل رنگین نباشد←شمارهٔ ۶۱اگر بختم دهد باری که یارم همنشین باشد←شمارهٔ ۶۲دوست آن دارد و آن است که جان می‌بخشد←شمارهٔ ۶۳نیِ بی‌نوا ز شکّر به نوا شکرفشان شد←شمارهٔ ۶۴نباتت بر لب شکّر برآمد←شمارهٔ ۶۵برو ای زاهد مغرور و مده ما را پند←شمارهٔ ۶۶میان ما و شما بود پیش از آن پیوند←شمارهٔ ۶۷سر تا قدم به آب حیاتت سرشته‌اند←شمارهٔ ۶۸ماه‌رویان زلف مشکین را پریشان کرده‌اند←شمارهٔ ۶۹عاقلان از غافلان اسرار خود پوشیده‌اند←شمارهٔ ۷۰گرچه سیاحان جهان گردیده‌اند←شمارهٔ ۷۱زاهدان با شاهدان همخانه‌اند←شمارهٔ ۷۲نظرها محرم رویت نبودند←شمارهٔ ۷۳بنامیزد چنانت آفریدند←شمارهٔ ۷۴این مقبلان که باخبر از روز محشرند←شمارهٔ ۷۵به کوی دوست که وهم و خیال ره نبرند←شمارهٔ ۷۶قومی که ره به منزل خوبان همی‌برند←شمارهٔ ۷۷می‌روی وز پی تو پیر و جوان می‌نگرند←شمارهٔ ۷۸زلف ترک من صبا هردم مشوش می‌کند←شمارهٔ ۷۹آنچه باید همه داری و نداری مانند←شمارهٔ ۸۰اهل دل در هوس عشق تو سرگردانند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth