خلوتی با همام تبریزی
شمارهٔ ۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تورا چیزی ورای حسن و آن هستنپندارم نظیرت در جهان هست
۲
از آن دادن نشان، کار زبان نیستولی در گفت و گویم تا زبان هست
۳
نخواهم سر مگر بر آستانتسرم را عشقِ بالینی چنان هست
۴
زهی دولت که دارد مرغ جانمکه از زلف تو او را آشیان هست
صفحهٔ ۱ از ۳