شعر را زندگی کن
→ توصیفاتمسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱ - صفت یار کبوترباز استانس تو با کبوترست همه←شمارهٔ ۴۲ - صفت دلبر نایی گویدای دلکش و دلبند من فدیتک←شمارهٔ ۴۳ - صفت دلبر معبر گفتای صنم گر معبری دانی←شمارهٔ ۴۴ - صفت یار درودگر گفته استنزار و تافته گشتم بسان ساروی تو←شمارهٔ ۴۵ - صفت دلبر چوگان باز استتازان درآمد از در میدانش←شمارهٔ ۴۶ - سبل چشم خویش را گویدز بس که در غم هجرت ز دیده ریزم آب←شمارهٔ ۴۷ - در حق دلبر احول گفتهای دو زلفت چو ماه در آخر←شمارهٔ ۴۸ - صفت یار فلسفی گویدبه علم فلسفه چندین چه نازی←شمارهٔ ۴۹ - صفت دلبر طبال کندطبل از وصل تو چنان نالد←شمارهٔ ۵۰ - در حق دلبر نقاش بودبخواست کاغذ و برداشت آن نگار قلم←شمارهٔ ۵۱ - صفت یار باغبان باشدای روی تو باغ و باغبانی تو←شمارهٔ ۵۲ - صفت یار لشکری گویدآمد به عرض گاه دلارام من فراز←شمارهٔ ۵۳ - صفت یار خال در چشم استای روی تو چون تخته سیمین و نبشته←شمارهٔ ۵۴ - صفت دلبر خوشرو گفتهای آفتاب حسن تو را آفتاب←شمارهٔ ۵۵ - صفت دلبر صیاد بودای بت صیاد جز از تو که دید←شمارهٔ ۵۶ - گفته در حق یار بازرگانای دلارام یار بازرگان←شمارهٔ ۵۷ - صفت یار زرگر است این شعرتا کی تویی به تعبیه جنگ ساختن←شمارهٔ ۵۸ - صفت دلبر دیبا بافستای بت دیبا رخان به دو رخ دیبا←شمارهٔ ۵۹ - صفت یار به حج رفته بودبه حج شدی و من از اندهان هجرانت←شمارهٔ ۶۰ - صفت یار روزه دار بودای بت شکر لب شیرین دهان←شمارهٔ ۶۱ - در حق دلبر کاتب گفتهتا بدیدم که شد از دست تو ای جان پدر←شمارهٔ ۶۲ - صفت یار عرق کرده بودچو اشک ابر به گل برچکیده بینم خوی←شمارهٔ ۶۳ - صفت یار غیر مسلم خویشای بت زیبا کافر دلی و کافر دین←شمارهٔ ۶۴ - صفت دلبر نوخط باشدای لب تو چنانک زو در عمر←شمارهٔ ۶۵ - صفت یار رگ زده گویدخود را چرا رگ زدی بی علتی←شمارهٔ ۶۶ - صفت یار عقیقین دندانزرد کردی رخم به انده و غم←شمارهٔ ۶۷ - صفت یار تیرگر باشددو گونه تیر داری بر کف و چشم←شمارهٔ ۶۸ - صفت دلبر سقا باشدچون میل تو به آب همی بینم ای صنم←شمارهٔ ۶۹ - صفت دلبر چنگی گویدای صنم چنگ زن چنگ ساز←شمارهٔ ۷۰ - صفت دلبر آهنگر گفتاگر آهنگریست پیشه تو←شمارهٔ ۷۱ - در حق یار مسافر گویدیارم به سفر شد ای مسلمانان←شمارهٔ ۷۲ - دل دلدار چو مغناطیس استای خجسته بر چو سیم تو را←شمارهٔ ۷۳ - صفت دلبر قاضی باشدمن وقف کرده ام به تو مر دل را←شمارهٔ ۷۴ - صفت یار هندسی گویدهندسی یاری ای یار عزیز←شمارهٔ ۷۵ - ولهجانا ز حسن گشت رخ تو چو جان من←شمارهٔ ۷۶ - صفت یار قلندر باشدتیغ قهرت چو به وقت اندر دست←شمارهٔ ۷۷ - صفت دلبر خربنده بودآهنین پوش ندیدم چو تو سرو←شمارهٔ ۷۸ - صفت دلبر گریان گفتهچون ابر مکن دیده را نگارا←شمارهٔ ۷۹ - صفت دلبر حاجب گفتهای پسر حاجبی و محجوبی←شمارهٔ ۸۰ - صفت یار زاهد عابدتو زاهدی و دو زلف تو آفتاب پرست←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth