خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۴۲ - صفت دلبر نایی گوید
شهرآشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دلکش و دلبند من فدیتکزلفین تو دلبند و چشم دلکش
۲
چو خامه آزر میانت لاغرچون نامه مانی رخت منقش
۳
نای تو به دست چون منی آمدنالنده از زخمت ای پریوش
۴
آواز خوش آمد بتا ز نایتزیرا که گذرگاهش آن لب خوش
صفحهٔ ۱ از ۲