شعر را زندگی کن
شاهدی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱از کمان خانه چو خوبان سحری بگشایند←شمارهٔ ۴۲ز زلف تو جان چون شود فارغ آیند←شمارهٔ ۴۳دل بی غم تو چرا نشیند←شمارهٔ ۴۴دیده از دیدن تو بس نکند←شمارهٔ ۴۵با آنکه درین سینه ز زخم تو بسی بود←شمارهٔ ۴۶چو جان خیال لبش در درون بگرداند←شمارهٔ ۴۷هر لحظه بر دلم ز تو گر صد بلا رسد←شمارهٔ ۴۸هرچه آن سرو ناز می‌گوید←شمارهٔ ۴۹تیرت ار پیکان خونین از جگر بیرون برد←شمارهٔ ۵۰مژه‌اش صف زد و با خنجر و بس تیز آمد←شمارهٔ ۵۱جز تحفه جان عاشق درویش ندارد←شمارهٔ ۵۲در مجالس گر سخن زان لعل میگون می‌رود←شمارهٔ ۵۳تا دل نظری به حال خود کرد←شمارهٔ ۵۴بهر خدنگ کز آن یار برگزیده رسد←شمارهٔ ۵۵چو دلبران به دل ما سه چیز می‌جویند←شمارهٔ ۵۶چون دلبران ز زلف سیه تاب می‌دهند←شمارهٔ ۵۷رخش آتشم در درون می‌برد←شمارهٔ ۵۸یک ذره بدان دهن که گوید←شمارهٔ ۵۹کاری ندارم در جهان جز گریه در کردار خود←شمارهٔ ۶۰دلم پیکان او را در جگر دید←شمارهٔ ۶۱ترسم آن سرور خوبان ستمش یاد آید←شمارهٔ ۶۲عمر بگذشت بدو سال اگر باز آید←شمارهٔ ۶۳بر گلت از عرق گلاب افتاد←شمارهٔ ۶۴ز بهر تیر تو میلِ (میلم) بهر مغاک برد←شمارهٔ ۶۵با سلسلۀ زلفی دل میل بسی دارد←شمارهٔ ۶۶با آنکه دل به درد تو بس دردمند بود←شمارهٔ ۶۷بجز کوی تو دل منزل نگیرد←شمارهٔ ۶۸یار بر من دود دل‌ها می‌کشد←شمارهٔ ۶۹درد تو جان من به جز این تن نمی‌کشد←شمارهٔ ۷۰امشب دلم به فکر دهان تو تنگ بود←شمارهٔ ۷۱هزار شکر که جنت دوام خواهد بود←شمارهٔ ۷۲ترک من دیگر به غوغا می‌رود←شمارهٔ ۷۳دل دید قدت ز قامت افتاد←شمارهٔ ۷۴گرچه دل ز آتش هجران تو داغی دارد←شمارهٔ ۷۵مرا گر در نظر گلزار باشد←شمارهٔ ۷۶زلف مشکین را چو خوبان بر رخ زیبا نهند←شمارهٔ ۷۷میکشد روی دلم هر دم به مهروی دگر←شمارهٔ ۷۸دل را چو نیست جز غم تو همدمی دگر←شمارهٔ ۷۹جانا ز دل خدنگ جفا را تو باز دار←شمارهٔ ۸۰لعلت از کوثر به معنی پاک تر←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth