شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارجمال‌الدین عبدالرزاق
جمال‌الدین عبدالرزاق

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱ترسم که وعده های تو عمرم سرآورد←شمارهٔ ۴۲چون بهشتست جهان می باید←شمارهٔ ۴۳یکروز بکوی ما آخر گذرت افتد←شمارهٔ ۴۴دلم زدرد تو خون شدترا چه غم دارد←شمارهٔ ۴۵مرا از چون تو یاری میگزیرد←شمارهٔ ۴۶هیچ کس را هوش عشق تو درسر نشود←شمارهٔ ۴۷عشق تو تا دست سوی جان نبرد←شمارهٔ ۴۸لعل تو در سخن شکر ریزد←شمارهٔ ۴۹هر جور که بر عاشق بی‌سیم توان کرد←شمارهٔ ۵۰آخر یکی بکوی فلانکس گذر کنید←شمارهٔ ۵۱بهار امسال بس خَوش مینماید←شمارهٔ ۵۲پشتم ز غم فراق خم دارد←شمارهٔ ۵۳نه چون رخ رنگینت گل در چمنی باشد←شمارهٔ ۵۴دل جفا بیش بر نمی تابد←شمارهٔ ۵۵زنجیر چو آنزلف پراکنده نباشد←شمارهٔ ۵۶تماشا می‌کنم از دور هرکسی دلبری دارد←شمارهٔ ۵۷مرا گر چون تو جانانی بباید←شمارهٔ ۵۸دل من زان کسی بیغم نیابد←شمارهٔ ۵۹کسیکه بر همه آفاق دوستاری کرد←شمارهٔ ۶۰نگارم عنبر از مه می‌نماید←شمارهٔ ۶۱از آه دلم قمر بسوزد←شمارهٔ ۶۲روز به آخر رسید و یار نیامد←شمارهٔ ۶۳یاری که رخش ماه و قدش سرو روان بود←شمارهٔ ۶۴چه کنم دوستی یگانه نماند←شمارهٔ ۶۵یاری که بری چو سیم دارد←شمارهٔ ۶۶غمش در دل تنگ ما می‌نشیند←شمارهٔ ۶۷دل را همه آن ز دست برخیزد←شمارهٔ ۶۸جورها کآن شوخ دلبر می‌کند←شمارهٔ ۶۹باز غم تاختن چنان آورد←شمارهٔ ۷۰وه که دگرباره عشق دست برآورد←شمارهٔ ۷۱آه که امید من بیار نه این بود←شمارهٔ ۷۲خه بنام ایزد آنعارض نیکو نگرید←شمارهٔ ۷۳هر که زان لعل شکر میخواهد←شمارهٔ ۷۴بوئی از بوستان همی آید←شمارهٔ ۷۵هر که او عشق ترا نشناسد←شمارهٔ ۷۶بی‌تو عیشم سخت ناخوش می‌رود←شمارهٔ ۷۷تو گر سرد چندین بگوئی نشاید←شمارهٔ ۷۸تا خط تو رخت بیرون میکشد←شمارهٔ ۷۹دلبرم تا ز من نهان باشد←شمارهٔ ۸۰جز غم او مرا که شاد کند←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth