شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارترکی شیرازی
ترکی شیرازی

فصل سوم - سوگواری‌ها

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱ - قلزم خونکیست این کشته که در لجهٔ خون غوطه ور است؟←شمارهٔ ۴۲ - حدیث کربلاشبان تیره از دود فراق دوستان نالم←شمارهٔ ۴۳ - زانوی غممن از جور و جفای چرخ کج‌رفتار، می‌نالم←شمارهٔ ۴۴ - چشم اشکبارشبان تیره به درگاه کردگار، بنالم←شمارهٔ ۴۵ - دیدهٔ خونباربر سبط نبی گنبد دوار بنالد←شمارهٔ ۴۶ - چرا چو شمع نسوزم؟چرا ز غصه شب و روز، زار زار نگریم؟←شمارهٔ ۴۷ - کشتهٔ غریبای در عزات خالق اکبر، گریسته←شمارهٔ ۴۸ - مظلوم کربلاچشمی که در عزای شه کربلا گریست←شمارهٔ ۴۹ - مرآت خداای قتیلی که به خون غرقه ز شمشیر جفایی←شمارهٔ ۵۰ - آتش داغ« ای که با مهر تو آب و گلم آمیخته شد!←شمارهٔ ۵۱ - نقطهٔ پرگارتو نور چشم احمد مختاری ای حسین←شمارهٔ ۵۲ - داغ جهانسوزای حسین ای علم افراشته بر قلهٔ نور←شمارهٔ ۵۳ - لوای ماتمای کشته ای که مقتل تو دشت کربلاست!←شمارهٔ ۵۴ - دجلهٔ زلالای گوشوار عرش خداوند ذوالجلال←شمارهٔ ۵۵ - اهل حرمشاهی که بود آینهٔ حسن ذوالجلال←شمارهٔ ۵۶ - صدای العطشاز چیست؟ بانگ ناله، به ارض و سما هنوز←شمارهٔ ۵۷ - شراره آه دلدلم ز ماریه عزم سفر نکرده هنوز←شمارهٔ ۵۸ - سرخی افقز چیست شور و فغان در جهان بپاست هنوز؟←شمارهٔ ۵۹ - شفیع روز قیامت«یکدم دلم رها ز غم لاله ها نشد»←شمارهٔ ۶۰ - حدیث تشنگیچو در کرب و بلا سبط نبی بی یار و یاور شد←شمارهٔ ۶۱ - سیلاب اشکای دل! بیا که ناله و آه و فغان کنیم←شمارهٔ ۶۲ - صدف دیدهدر خانه ای که بزم مصیبت بپا شود←شمارهٔ ۶۳ - اشک روانتا به کی بتوان نهفت اندر دل، این راز نهان را←شمارهٔ ۶۴ - مشک تتاربر مشامم بوی یار آشنا آید همی←شمارهٔ ۶۵ - صاحب عزابه بزم ماتم سبط نبی باشد خدا حاضر←شمارهٔ ۶۶ - عزای سبط نبیظلمی که بر حسین علی شد به کربلا←شمارهٔ ۶۷ - عاشق صادقعاشق آن باشد که شرط عشق را آرد به جا←شمارهٔ ۶۸ - نخل قامتبه نجف گذر کن ایا صبا تو زکربلا ز ره وفا←شمارهٔ ۶۹ - چشمهٔ خونای ز غمت دل فسرده آدم و حوا←شمارهٔ ۷۰ - بادهٔ عشقای کشته ای که کعبهٔ عشق است کوی تو!←شمارهٔ ۷۱ - مصاف عاشقیچون جفا کردی به آل بوتراب، ای آسمان←شمارهٔ ۷۲ - سر حلقهٔ عشاقشکوه ها دارم ز تو ای آسمان، ای آسمان!←شمارهٔ ۷۳ - داغ لاله رویانفلک ویران شوی بنگر چه ظلمی، در جهان کردی←شمارهٔ ۷۴ - آوازهٔ حسنفلک! بر اهل دل بیداد، بی اندازه کردی تو←شمارهٔ ۷۵ - رنگین لاله هافلک تا کی جفا بر آل پیغمبر روا دارد←شمارهٔ ۷۶ - انتظار قافلهفلک به آل پیمبر سر مجادله دارد←شمارهٔ ۷۷ - داغ لاله رخانفلک ز ماتم زینب مگر خبر دارد←شمارهٔ ۷۸ - سرشک آتش‌گونفغان ز دست تو ای روزگار کج بنیاد!←شمارهٔ ۷۹ - لجهٔ خونبوالجایب‌ها از این گردنده گردون دیده‌ام←شمارهٔ ۸۰ - عقده های دلفلک از پیش توام کرد زکین، دور چرا؟←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth