شعر را زندگی کن
عطار

باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۴۱چون وصل، غمم بر غمِ هجران بفزود←شمارهٔ ۴۲تا چند ز اندیشه به جان خواهم گشت←شمارهٔ ۴۳هرگاه که در پردهٔ راز آیم من←شمارهٔ ۴۴چندان که ز عالم پس و پیشش دیدم←شمارهٔ ۴۵خواهی که ببینی تو به پیدایی راز←شمارهٔ ۴۶اینجا شکرم مگس فرو میگیرد←شمارهٔ ۴۷هر روز حجاب بیقراران بیش است←شمارهٔ ۴۸دایم ز طلب کردن خود در عجبم←شمارهٔ ۴۹زان روز که دل پردهٔ این راز شناخت←شمارهٔ ۵۰در عشق مرا عقل شد و رای نماند←شمارهٔ ۵۱چون بحر وجود روی بنمود مرا←شمارهٔ ۵۲هر جان که چو جان من گرفتار آید←شمارهٔ ۵۳در قلزمِ توحید دو عالم کم گیر←شمارهٔ ۵۴ماییم بدین پردهٔ بیرونی در←شمارهٔ ۵۵در وادی عشق بیقراری است مرا←شمارهٔ ۵۶آنجا که منم هیچکس آنجا نرسد←شمارهٔ ۵۷صد مرحله زان سوی خرد خواهم شد←شمارهٔ ۵۸کس را دیدی ز خود نفور افتاده←شمارهٔ ۵۹عمری دل من غرقهٔ خون آمده بود←شمارهٔ ۶۰زآنروز که دل نه شادی و نه غم دید←شمارهٔ ۶۱نه سوختگی شناسم و نه خامی←شمارهٔ ۶۲آرام ز جانِ حاضرم میبینم←شمارهٔ ۶۳چون بادیهٔ عشق، مرا پیش آمد←شمارهٔ ۶۴آن دم که چو بحر کل شود ذات مرا←شمارهٔ ۶۵یک قطرهٔ بحرم من و یک قطره نیم←شمارهٔ ۶۶زان گشت دلم خراب از هر ذرّه←شمارهٔ ۶۷هر یک ز دگر یک نگران میبینم←شمارهٔ ۶۸در عشق نه پیدا و نه پنهانم من←شمارهٔ ۶۹در عشق وجود و عدمم یک سان است←شمارهٔ ۷۰در عالم عشق محو و ناچیز شدیم←شمارهٔ ۷۱ای بس که چه دشوار و چه آسان مُردیم←شمارهٔ ۷۲در واقعهای سخت عجب افتادم←شمارهٔ ۷۳آن وقت که گفتمی که ناشاد منم←شمارهٔ ۷۴تن، سایهٔ جان رنج پروردهٔ ماست←شمارهٔ ۷۵آن مرغ عجب در آشیان کی گنجد←شمارهٔ ۷۶آن راز که پیوسته از آن میپرسم←شمارهٔ ۷۷دل سوختهٔ جمال او میبینم←شمارهٔ ۷۸ما مذهبِ عشقِ روی آن مه داریم←شمارهٔ ۷۹پیوسته حریفِ جان فزایم باید←شمارهٔ ۸۰بر خاک بسی نشستم از غمناکی←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth