→ مختارنامهعطار
عطار
باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
شمارهٔ ۱جانی دارم عاشق و شوریده و مست←شمارهٔ ۲جز تشنگی تو هوسم مینکند←شمارهٔ ۳نه دل دارم نه چشم ره بین چکنم←شمارهٔ ۴امروز منم وصل به هجران داده←شمارهٔ ۵جسمی است هزار چشمه خون زاده درو←شمارهٔ ۶چون کس بنداند آنچه من دانم ازو←شمارهٔ ۷من این دل بسته را کجا خواهم برد←شمارهٔ ۸چون مرغ دلم به دام هستی در شد←شمارهٔ ۹نه بستهٔ پیوند توانم بودن←شمارهٔ ۱۰ما هر ساعت ذخیرهٔ جان بنهیم←شمارهٔ ۱۱جان تشنگی همه جهان میآرد←شمارهٔ ۱۲جانا! جانی عاشق روی تو مراست←شمارهٔ ۱۳در هر دو جهان گر آرزویی جویم←شمارهٔ ۱۴در پرده درونِ دل ریشت بینم←شمارهٔ ۱۵از چشم خوشت بسی شکایت دارم←شمارهٔ ۱۶جانا! مددی به عمر کوتاهم ده←شمارهٔ ۱۷تن زیر امانت تو خاکِ در شد←شمارهٔ ۱۸بی چهرهٔ تو در نظری نتوان دید←شمارهٔ ۱۹هم بادیهٔ عشق تو بی پایان است←شمارهٔ ۲۰در عشق تو دل زیر و زبر باید برد←شمارهٔ ۲۱جان پیش تو بر میان کمر خواهم داشت←شمارهٔ ۲۲گر دیده به تو راه توانستی کرد←شمارهٔ ۲۳کو پای که از دست تو بگریختمی←شمارهٔ ۲۴چون درد ترا من به دعا میطلبم←شمارهٔ ۲۵یا در پیشم چو شمع بنشان و بکش←شمارهٔ ۲۶از خود خبرم ده که ز خود بیخبرم←شمارهٔ ۲۷خورشید رخ تو در نظر خواهم داشت←شمارهٔ ۲۸چون من به تو در همه جهانم زنده←شمارهٔ ۲۹جان رسته ازین قالب صد لون به است←شمارهٔ ۳۰چون دل غم تو به جان توانست کشید←شمارهٔ ۳۱در عشق تو از بس که جنون آرم من←شمارهٔ ۳۲گه پیش در تو در سجود آمدهام←شمارهٔ ۳۳کو کوی تو تا به فرق بشتافتمی←شمارهٔ ۳۴جانا چو نه پنهان و نه پیدا باشی←شمارهٔ ۳۵نه غیر تو را با تو اثر میبینم←شمارهٔ ۳۶در بند نیم ز هیچ کس میدانی←شمارهٔ ۳۷چون راه تو را هیچ سر و پایان نیست←شمارهٔ ۳۸گر دل خواهی بیا و بپذیر و بگیر←شمارهٔ ۳۹تا جاندارم گردِ تو میخواهم تاخت←شمارهٔ ۴۰ما نقطهٔ جان وقف بلای تو کنیم←
۱ از ۲صفحهٔ بعد ←