→ مصیبت نامهعطار
عطار
بخش بیست و سوم
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
بخش ۱ - المقالة الثالثة و العشرونسالک آمد نه درو عقل ونه هوش←بخش ۲ - الحكایة و التمثیلبیدلی را بود مالی بر کسی←بخش ۳ - الحكایة و التمثیلبیدل دیوانهٔ در حال شد←بخش ۴ - الحكایة و التمثیلنازنین میرفت و بس شوریده بود←بخش ۵ - الحكایة و التمثیلروستائیی بشهر مرو رفت←بخش ۶ - الحكایة و التمثیلپیش شیخی رفت مردی نامدار←بخش ۷ - الحكایة و التمثیلبود ملاحی معمر کار دان←بخش ۸ - الحكایة و التمثیلدر میان دشمنان پیری کهن←بخش ۹ - الحكایة و التمثیلدیر میآمد یکی از آب باز←بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلکرد ازمکه عمر عزم سفر←بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلگفت رکن الدین اکافی مگر←بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلمرتضی را گفت مردی نامور←بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیلسالخورده پیر زالی تنگدست←بخش ۱۴ - الحكایة و التمثیلآن یکی پرسید از عباسه باز←بخش ۱۵ - الحكایة و التمثیلمفتئی را دید آن پرهیزگار←