خلوتی با سلیم تهرانی
شمارهٔ ۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند دیر و کعبه، مخوان این فسانه راهمچون کمان حلقه، یکی کن دو خانه را
۲
معشوق، پاسبانی ما عاشقان کندبلبل ز غنچه قفل زند آشیانه را
۳
در سینه هرچه بود، سپردم به دست عشقآری همین علاج بود دزد خانه را
۴
سرسبزی از جهان چه تمنا کنی که هستدندان مور ریشه درین خاک دانه را
صفحهٔ ۱ از ۲